تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست...

و خدایی که در این نزدیکیست...

چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم .

چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم .

چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم .

 چي مي شد ديگه هرگز شكو فا شدن گلي را نمي ديديم چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم .

 چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم.

چي مي شد اگه خدا در خا نه اش را مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم .

چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم .

چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش كرديم.

و چي مي شد اگه...

و چي مي شه اگه ما از اين مطالب به سادگي بگذريم ؟!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22 7:3 PM توسط بانوی کوچک |


 
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22 6:47 PM توسط بانوی کوچک |


در این سرای بی کسی, کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهیست پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند


نه که غمگین باشم نه ! اصلا . اسفند که ماه غم نیست همش شور زندگیه . حتی اگه اینهمه سرما خورده باشی و همش سرفه کنی . حتی اگه کسی نباشه عید ببرتت مسافرت یعنی باهاش بزنی به جاده های بهاری بدون فکر کردن به مقصد ! . . . این ترانه با صدای شجریان به درد جاده میخوره شاد باشی و قلبت لبریز حسای قشنگ باشه و تو جاده ای بهاری چشم بدوزی به قطرات بارونی که روی شیشه ماشین میخورن و نمیذارن تصویر روبروتو خوب ببینی اما تو خوب میبینی ! چون قلبت شاده حتی اگه شجریان غم انگیزناک بخونه . گاهی نفست بند میاد از هیجان و میشنوی این اندوهو اما لبخند میزنی به همه چیز . هیچی نمیتونه قلبتو اون لحظه غصه دار کنه حتی این ترانه شجریان ! چقده خوبن این لحظات این چنینی و چه کمند اما مهم اینه که هستند کی مهم نیست مهم اینه که هستند...

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/21 7:44 PM توسط بانوی کوچک |


۱- داشتن آمادگی و استفاده از فرصتها ، حالتی را پدید می آورد که معمولا بخت و اقبال نامیده می شود.

۲- این تصمیمهای شماست که زندگیتان را شکل می دهد ، نه شرایط خارجی

۳- نگاهتان را بر روی هدف متمرکز سازید ، نه بر روی چیزهایی که موجب هراستان می شود.

۴-چیزی بنام شکست وجود ندارد ، تنها نتایج موجودند.

۵- تمام پیشرفتهای انسان از یک سوال آغاز می شود.

۶- قابلیتهای انسانها محدود نیست ، بلکه روحیه شان محدود است.

۷- تاکنون هرگز کسی به صرف داشتن علاقه به هدف نرسیده است ، کسی به هدف می رسد که خودش را برای رسیدن به آن هدف ملزم ساخته باشد.

۸- پیشرفت دائمی و پایان ناپذیر

۹- تسلط بر روابط

۱۰-انگیزه                                                                                         

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/04 9:53 AM توسط بانوی کوچک |


تو هم که همش
گوشۀ اتاق را به زانو می گیری.
گاهی وقت ها فکر می کنم
در آن نقطه از سقف
دنیایی هست
که از نگاه کردنش خسته نمی شوی.
هیچ کس بی عیب نیست بانوی من
و تمام در های دنیا
هیچ وقت
همگی بسته نخواهند بود.
من و تو آخر
پر زدن را از بر نشدیم
وگر نه
همیشه حتی برای پرواز های کودکانه مان هم
آسمانی هست
و شاخۀ کاجی
که برای نشستن توبیخ نمی شویم.
وباز همیشه
کسی هست
که خواب هایش در حوالی تو تعبیر می شود.
لبخند بزن

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/04 9:50 AM توسط بانوی کوچک |


بودن یا نبودن
مسأله ابداً این نیست
وقتی بودن ها و نبودن ها
در همین نزدیک ها
در شرف ادغامند.
و نمی تواند این باشد
مسأله آخر مدت هاست که حل شده
من و تو
صورت مسأله را اشتباه طرح می کنیم
آنوقت افکار و زمان
بدو ن چرتکه انداختن خیرات می شوند
مسائل دنیا
خیلی بیشتر از بی خیالی های تو اند
و شاید از پف چشمهایت هم.
تو را به خدا
کمی آن گردنت را بچرخان
سمندمان در گِل مانده
و حالا باز بگو
«بودن یا نبودن، مسأله این است»

سمند همان ..... خودمان است

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/04 9:44 AM توسط بانوی کوچک |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نویسنده : بانوی کوچک
نظر یادتون نره ها...
############
همیشه رفتن رسیدن نیست. ولی برای رسیدن باید رفت. در بنبست، راه آسمانی باز است. پرواز بیاموزیم....


هرگاه سخنی را به آهستگی به زبان آوردی و پنداشتی کسی را توان شنیدن آن نیست بدان که خداوند میتواند...

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

...........................................


آدمـک آخــرِ دنيــاست ، بخند

آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند

آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي

به خـدا ، مثـل تـو تنهـاست ، بخند

دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد

شوخـيِ کاغــذي ماسـت ، بخند

فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است

فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند

صبحِ فردا به شبت نيست که نيست

تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـي آنچـه بـه يــادت داديم

پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند

آدمــک نغمــة آغــاز نخوان

به خــدا آخــر دنيـاست ، بخند


صفحه نخست
پست الکترونیک



دل نوشته های گذشته

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385



پیوندها

shakiba bala
blue
انجمن علوم دامی
وبلاگ تخصصی من
محیا
برای تو...
گل دختر
مقصد نهایی
درباره زندگی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin